بلدید خوب گوش بدید؟
حتما متوجه شدهاید که بعضیها جان میدهند برای درددل کردن. یعنی توی هر جمعی قرار میگیرند، محل جذب درددلها میشوند. آدمهایی که بلدند خوب بهت گوش بدهند.
خوب گوش دادن مهارتیست که بعضیها به صورت ذاتی ازش بهرهمندند، اما توی دنیا امروز این مهارت برای خیلی از ما دست نیافتنی شده. از بس مشتاقیم به حرف زدن و فقط حرف زدن. جوری که بعضی وقتها راه نفسمان را بند میآوریم برای این که یک وقت کس دیگری مجال پیدا نکند چیزی در جوابمان بگوید. یا این که اگر کسی آمد دو کلمه باهامان گپ بزند آنقدر نصیحتش میکنیم و سرکوفت میزنیم که به خودش و آبا و اجدادش لعنت میفرستد از تصمیمی که گرفته. گوش دادن واقعی باید بدون قضاوت و پیشداوری و با همدلی و حمایت همراه باشد. طوری که گوینده بتواند حسش را به طور کامل با شما در میان بگذارد و مجبور نشود به خاطر شما خودش را سانسور کند. شما چهقدر این مهارت را در خودتان میبینید؟
میتوانید به حرفهایی که مطابق میل و سلیقه شما نیستند، گوش دهید؟ اگر با نظری مخالف باشید سعی میکنید کلام گوینده را با توهین، تحقیر یا عوض کردن بحث قطع کنید؟ چهقدر برای شنیدن صحبتهایی که از دید شما جالب نیستند، حوصله دارید؟ آیا موقع گوش دادن مدام منتظرید که توپقها و اشتباههای گوینده را ریشخند کنید؟
چه طوری به گوینده نشان میدهید که دارید بهش گوش میدهید؟ چهطوری بهش نشان میدهید که به حرفهایش توجه بیشتری دارید تا به ظاهرش؟ بهش اجازه میدهید که اهنگ صحبت کردنش را خودش انتخاب کند یا مدام بهش یادآوری میکنید که صحبتش را کوتاه کند و اصل مطلب را بگوید، مثلا با گفتن چنین جملههایی: «زودباش، کوتاه کن، کار دارم، برو سر اصل مطلب، خب اینو فهمیدم بعدش، دقیق بگو چی میخوای بگی، وای چرا اینقد جون میکنی تا حرفتو بزنی؟»
میدانید که هدف گوینده از صحبت با شما چیست؟ چهقدر زمینه را برایش مهیا میکنید؟ فکرتان را به حرفهایش معطوف میکنید؟ موقع صحبت کردن بهش نگاه میکنید؟
آگاه هستید که به هدفهای مختلف گوینده، واکنشهای متناسب نشان دهید؟ آیا واکنشتان در مقابل واگویه، نظرخواهی، پرسش، شکایت، توجیه، پاسخ و ... یکیست؟
شاید بد نباشد که بعد از این همه حرف زدن کمی هم برای خوب گوش دادن تمرین کنیم.