زنده ماندم
حالا هزار سال است غربتم را به دوش گرفتهام
و منتظر ایستادهام
منتظر ارابهای که رد شود
و مرا چنان گرم به آسمان ببرد
که آتش بگیرد دروازههای جهان
"فرشید فرهمندنیا"
نویسنده : مولود ; ساعت ۸:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥
تگ ها :
حالا هزار سال است غربتم را به دوش گرفتهام
و منتظر ایستادهام
منتظر ارابهای که رد شود
و مرا چنان گرم به آسمان ببرد
که آتش بگیرد دروازههای جهان
"فرشید فرهمندنیا"