ضربه مغزی

از دیگر مزایای خانه کوچک این است که توی آش‌پزخانه‌اش به هر طرف بچرخی به یک در یا دیوار می‌خوری. جمعه‌ها این قدر سرم را به در کابیت‌ها، هود، پنجره، در بالکن و در و دیوارهای آش‌پزخانه می‌کوبم که معمولا همه شنبه صبح‌ها سردرد دارم. امروز اما یک شاهکار دیگر کردم علاوه بر همه این‌ها. توی دست‌شویی شرکت خم شدم که بند کفشم را ببندم سرم را که بالا آوردم آن‌چنان به کاسه روشویی خورد که نزدیک بود چشم‌هایم همان‌جا پرت شوند بیرون، بیفتند کف دست‌شویی. شانس آوردم بی‌اختیار بستم‌شان.

این را نوشتم که بگویم اگر تا فردا مطلب تازه‌ای این‌جا ننوشتم بدانید با آخرین ضربه‌ای که احتمالا در اثر مواجهه با مونیتورم به سرم وارد شده، ضربه‌مغزی شده‌ام و مرده‌ام.

  
نویسنده : مولود ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٥
تگ ها :