یک - دو - سه - چهار

یک-

عادل فردوسی‌پور دیشب با این که چیز زیادی درباره اتفاقات هفته گذشته نگفت، همه‌چیز را به خوبی همیشه به گوش مخاطب‌هایش رساند. به قول خودش «چه می‌کنه» این زبان حرکات بدن!

آقای فردوسی‌پور دوست‌داشتنی با این که با همه وجود با شما هم‌دلی می‌کنم، متاسفانه باید بگویم که این حادثه از پی‌آمدهای دولتی بودن رسانه است و کاریش نمی‌شود کرد. شما فقط می‌توانید با صبوری قضاوت را به مردم بسپارید.

دو-

می‌دانید اعجوبه به کی می‌گویند؟ به کسی که توی زمستان جوری بو بدهد که تا شعاع یک متریش خالی از هر جنبنده‌ای باشد. خوبیش این است که اعجوبه‌ها می‌توانند معمولا توی اتوبوس یا مترو یک صندلی دو نفره داشته باشند.

سه-

بابا، پدر معنوی پژواک! چرا ما از باور کردنت طفره می‌رویم؟

چهار-

این هم برای کسانی که دل‌شان از دست رییس‌شان خون است. (با تشکر از آبجی مهربان)


 وقتی من یک کاری را دیر تمام می‌کنم، من کند هستم.
وقتی رییسم کار را طول دهد، او دقیق و کامل است.

وقتی من کاری را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتی رییسم کاری را انجام ندهد، او مشغول است.

وقتی کاری را بدون این که از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتی رییسم این کار را کند، او ابتکار عمل به خرج داده است.

وقتی من سعی در جلب رضایت رییسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتی رییسم، رییسش را راضی نگاه دارد، او همکاری می‌کند.

وقتی من اشتباهی کنم، من نادان هستم.
وقتی رییسم اشتباه کند، او مانند دیگران یک انسان است.

وقتی من در محل کارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم.
وقتی رییسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

وقتی یک روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم.
وقتی رییسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است.

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یک جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتی رییسم به مرخصی برود، باید می‌رفت چون خیلی کار کرده است.

وقتی من کار خوبی انجام می‌دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد.
وقتی من کار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی‌کند

  
نویسنده : مولود ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱
تگ ها :