دو قطره اشک
توی دو ماه از سال عابد میشود. محرم و رمضان. ماه رمضانها روزه میگیرد، نماز میخواند و کلی از عشق به خدا و علی (ع) و مظلومیت شیعه در کل تاریخ حرف میزند. ماه محرمها سیاه میپوشد، میرود هیات محلشان، مداحی میکند و نوحه میخواند. البته باز هم نماز نمیخواند، چون معتقد است کسانی که زمان عزاداری برای حسین (ع) را به نماز اختصاص میدهند، باختهاند. معتقد است که در تمام سال هر کاری بکنی فقط کافیست که توی محرم دو قطره اشک بریزی. حدیثش را هم دارد، مخالفت کنی، رو میکندش.
از طرفداران «دو آتیشه» قمه زنیست. پارسال بحث مفصلی کردیم با هم بر سر این مساله! که خب چون رودروایستی (!) داشتیم و نمیتوانستیم خون هم را بریزیم هر دومان سالم ماندیم اما تردید ندارم که اگر پرده برمیافتاد نه او میماند و نه من!
معتقد است که برای عزاداری هرچه بیشتر نعره بزنی و صدایت بیشتر بگیرد برندهتری. برای این روزهای نوحهخوانیش کلی به قول خودش «سبک» پاپ و سنتی کپی کرده از روی تصنیفها و ترانههایی که حتا خیلیهایشان لوسآنجلسیاند و نمیدانم چهطور وقت نوحه خواندن حلال میشوند. و به مدد تکنولوژی کلی نوحه صوتی و تصویری دانلود کرده از این سایت و آن سایت.
دیروز یکی داشت از صحنههای وحشتناک قمهزنی توی شهر اردبیل صحبت میکرد و از این که علاوه بر قمه به زنجیزهایشان میخ وصل میکنند که موقع زنجیر زدن کتفشان زخمی بشود. (خدایا خودت رحم کن!)
گفتم من نمیدانم این چه حکمتیست که از شادی و عزا توی همه چیز باید متوحشترین نوع و شیوهاش را انتخاب کنیم. من اگر چنین صحنهای ببینم فوری به 110 زنگ میزنم، چون حداقل میدانم به خاطر مسایل سیاسی هم که شده با این یک بخش عزاداری مقابله میکنند.
این جا بود که خونش به جوش آمد و شروع کرد به نقل قول از بزرگانی که قمه زنی را کاری پسندیده خواندهاند و کراماتی که در اثر همین قمهزنیها نصیبشان شده و از زخمیهایی که به خاطر عنایت اهل بیت در دم زخم سرشان خوب میشود و هزار جور دفاعیهی بیمنطق دیگر!
گفتم اگر این آدمها مسلماناند و کتاب آسمانیشان را قبول دارند باید بپذیرند که بر اساس تعالیم این دین و این کتاب مجروح کردن بدن در رثای از دست دادگان حرام است. که با قیافهای حق به جانب گفت: خانم قمهزنی، پیشینه دارد، علت دارد، حکمت دارد، اصلا میدانید چرا میزنند، به یاد فرق مجروح زینب (س) که بعد از واقعه عاشورا به کجاوه یزیدیها خورده. من تاسف میخورم که بعضیها اینقدر اطلاعاتشان در مورد دین (!) خودشان کم است.
دیدم اگر اطلاعات دینی اینهایی باشد که دارد میگوید خب بیراه نگفته. پس ادامه بحث دلیلی ندارد. گفتم: پس بیایید بیخیال این بحث تکراری شویمپذیرفت .
تا 10 شمردم و برگشتم به کار قبلیم.