جلسه خواستگاری

این جک بامزه را چند روز پیش یکی از دوستانم تعریف کرده، از آن روز فقط کافی‌ست یک لحظه بهش فکر کنم. فرقی نمی‌کند توی اداره باشم یا خانه یا وسط راه یا هر جای دیگر کنترلم را از دست می‌دهم و به شیوه خودم غش می‌کنم از خنده. شاید خیلی‌های‌تان شنیده باشیدش ولی من هم می‌آورم‌ش برای آن‌هایی که نشنیده‌اندش:

«توی اولین جلسه خواستگاری مادر داماد رو به خانواده عروس: ببخشید کبریت دارید؟!

-کبریت؟ واسه چی می‌خواین؟

: هیچی پسرم می‌خواد سیگار بکشه!

-یعنی آقا دوماد سیگاری هستن؟

:سیگاری که نه مشروب خورده، خوب بعد از مشروب می‌چسبه!

-یعنی الکلی هم هستن؟

: نه بابا، قمار بازی کرده، باخته، بهش مشروب دادیم که خیلی بهش فکر نکنه!

-قمار؟ خدای من ایشون قماربازند؟

: آره خب، دوستاش تو زندان بهش یاد دادن چیه مگه؟

- نکنه می‌خواین بگین زندان هم رفتن؟

: زندان که نمی‌شه گفت، مواد مصرف کرده بود یه چند وقتی بازداشت‌ش کردن.

-وای چی‌ می‌گین، ایشون معتادند.

: البته نه مثل اون وقتا، اصلا همون باعث شد که زنش لو بده بیان بگیرنش ... .»

  
نویسنده : مولود ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤
تگ ها :