- علی میگفت چند وقت پیش یک کارمند جوانمرد بانک توی ایتالیا پیدا شده که از حساب خیلی پولدارها برمیداشته و به حساب خیلی بیپولها واریز میکرده. امروز هم توی خبر رادیو شنیدم که خاویار قاچاق را بین مردم نیازمند ایتالیا توزیع کردهاند تا به اصطلاح خودمان «حلال» شود. چهقدر رابینهود دارد این ایتالیا.
یاد خودم افتادم که توی بانک ملت کنار خوابگاه بسطامی، یک حساب بانکی داشتم که هیچ وقت بیشتر از پنجاه هزار تومن را به خودش ندید. جایی که احتمالا وزارت نفت و بنیاد شهید و وزارت راه و ترابری و دانشگاه غیرانتفاعی کار و ... همه نهادهای پولدار آن دور و بر هم حساب بانکی داشتند. یادم است که همیشه کسانی که پیش از من توی صف بودند کارمند پشت باجه را مجبور میکردند که درنگی روی تعداد صفرها یا خواندن عبارت طولانی نشان دهنده رقم، داشته باشد و من در حالی که تا رسیدن نوبتم همه جور جوک ساخته بودم برای بیپولی خودم، درخواست محقرم را میگذاشتم روی میز و منتظر میشدم که مقرری ماهانهام را که سی هزار تومان (بله درست خواندید، سی هزار تومان) -البته بدون مخارج کتاب و قلم و دفتر و اینها- بود، بدهد دستم. چی میشد اگر یکی از این کارمندهای جوانمرد توی آن شعبه بانک ملت پیدا میشد و ... بله.
جالب اینجاست که هیچ کدام این پولدارهایی که کارمند جوانمرد (رابینهود مدرن) از آنها دزدی میکرده بعد از گذشت 6 سال حتا متوجه کم شدن موجودی خود نشدهاند. یعنی این کارمند مهربان و انساندوست آنقدر با احتیاط میدزدیده که حتا برای آنها محسوس هم نبوده. خوب چه اشکالی داشت پولی که هیچ تاثیری توی زندگی آنها نداشته زندگی یکی دیگر را بهتر کند.
من که فکر میکنم عاقبت هم یکی از این بیپولهای شرافتمندی که میخواهند حساب سنار سیشاهیشان را داشته باشند و برایشان مهم است که فقط نان بازوی خودشان را بخورند، این کارمند خوشقلب را لو داده یا باعث لو رفتنش شده. برای یک لحظه دلم خواست کارمند بانکی باشم توی یکی از شعبههای دور و بر پلیتکنیک و خوابگاههایش. چه کیفی دارد، نه؟
- «محمد باقر صدوق»، مدیرکل محیط زیست تهران، اعلام کرده که باز هم هوای تهران در شرایط «اضطرار» قرار گرفته! جان شما و جان بچهها. بیخودی نیاوریدشان توی سطح شهر. هرچند که با این اوصاف خدا میداند تعداد روزهای خطرناک تا پایان امسال به چه عددی برسد. شرم بر ما.