چند تا هندوانه میتوانید با یک دستتان بردارید؟
از توی آشپزخانه شعرهای بیربط میخوانم و از همانجا داد میزنم: درسته؟
-با آن که نمیبینمش میتوانم حدس بزنم که پشت کامپیوترش در انتظار لود شدن یک صفحه، دارد «بیدل» بازی میکند- جواب میدهد: «آره!»
غش میکنم از خنده. برای این که امتحانش کنم یک بیت بیربط دیگر میخوانم و دوباره داد میزنم: «مگه نه؟»
باز جواب میشنوم: «آره!»
هیچ وقت نمیتواند دو تا کار را همزمان انجام دهد، یعنی حتا وقتهایی که میخواهد یک صحنهی جالب را وقت خوردن ناهار از تلهویزیون ببیند مکث میکند تا صحنه تمام شود و بعد دوباره به خوردن ادامه میدهد. روی هر موضوعی هر چند کوچک تا آن جا که میتواند متمرکز و دقیق میشود، حتا اگر آب دادن به گلدانها باشد.
یکی از مهمترین چیزهایی که به زندگی آدمها رنگ و لعاب میدهد و از یکنواختی درش میآورد، همین تفاوتهاست. یک جایی خواندهام که زنان چند کارهاند (Multi Task)؛ یعنی میتوانند چند فعالیت را همزمان انجام بدهند، تلهویزیون نگاه کنند، بافتنی کنند، به بچهشان دیکته بگویند، به حرفهای همسرشان گوش کنند و در ضمن توی ذهنشان برای ناهار فردا برنامهریزی کنند.
من اما، مثل خیلی از نواقص دیگرم نسبت به بقیه زنها، نمیتوانم همه این کارها را با هم انجام دهم، اما خوب به اندازه مردان هم تک کاربردی (Single Task) نیستم، مثلا میتوانم هم غذا بخورم و هم تلهویزیون تماشا کنم. یا میتوانم هم پشت کامپیوتر باشم هم به سوالهای بغل دستیم جواب دهم، هم آشپزی کنم و هم سریالهای شبانه تلهویزیون را بشنوم، پس میشود گفت که من دو کارهام. و به همین خاطر میتوانم به کسانی که فقط تک کاره هستند پز بدهم و بخندم.
سیستم آموزش و تربیت کودکان در کشور ما به گونهایست که بیشتر نیمکره چپ مغز (نیمکره منطق) را پرورش میدهد. کسانی که از سمت راست مغزشان (نیمکره هنر و خلاقیت) استفاده بیشتری میکنند میتوانند تعداد بیشتری کار را همزمان انجام دهند.
شما چند تا کار را با هم میتوانید انجام دهید؟