کی شبیه چه شعریه
از همیشه تا الان بیشتر مخلوقات روی زمین من را به یاد شعرها و کارتونها میانداختهاند. وبلاگها هم از آن جملهاند. اگر جای دیگران بهخصوص دوستانم بودم، بدم نمیآمد بدانم که بقیه با یادآوری بلاگ من یاد چی میافتند. بعضیهایشان را اینجا میآورم. شاید یک روز هم درباره کارتونهایشان نوشتم:
آبیا: سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد / به دست مرحمت یارم در امیدواران زد
آلا: لالا، لالا، گل لاله، بابا رفته خونه خاله.
بهار: نازلی بهار خنده زد و ارغوان شکفت
بیداد: یار من آن که لطف خداوند یار اوست / بیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست
پریسا: اتوبوس!!! برو برو برو برو ... .
تاریخچه: پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند دیوار زندگی را زین گونه یادگاران/وین نغمه محبت بعد از من و تو ماند تا در زمانه باقیست آواز باد و باران
داستان کوتاه: دوستان در پرده میگویم سخن / گفته خواهد شد به دستان نیز هم
روجا: من سردم است و انگار هیچ وقت گرم نخواهم شد.
فیفیل: فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه
گلکو: به خانه میرسم گلکو نمیداند
مجازی بودن: بودن به از نبود شدن خاصه در بهار
مون: ای عشق همه بهانه از توست / من خامشم این ترانه از توست
میرا قاسمی: سر خود پیش فکنده چو خطاکار تو ارعن / که خطا کرد و چنین گفت که بالای تو دارد
واگن درجه سه: سقف بیکفتر دهها اتوبوس
یک پنجره: ما چون دو دریچه رو به روی هم / آگاه ز هر بگو مگوی هم
گاهی هم: اگر به دیدن من آمدی ای مهربان برای من چراغ بیاور و یک پنجره که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم.
سائده: دوستم دستمبو به دستش بود و دستمبو به دستم داد و دستم بوی دستمبوی دست او گرفت.
شاید به نظرتان خیلیهایش بیربط بیاید. اما ذهن و خاطرات من برای هر کدامش دلیلی دارد.
پ.ن: وبلاگ من؟ زحمت نکشید تابلوست دیگر: امروز روز اول دی ماه است/ من راز فصلها را میدانم و حرف لحظهها را میفهمم.