خودت را در یک جمله توصیف کن

بازی وبلاگی به دعوت روزبه

به نظر می‌رسد که یک جمله خیلی مجال کوتاهی‌‌ست. آن هم برای کسی که هنوز نمی‌تواند بگوید خودش را به درستی می‌شناسد. با اجازه صاحب بازی من جمله‌های بیش‌تری می‌خواهم:

من آدم خیلی معمولی‌ای هستم، از این چیزها بدم می‌آید: تعصب، لج‌بازی، خود برتربینی (همه‌جوره‌اش، از نژاد و کشور و زبان و لهجه تا تصور دانایی)، نسبت دادن وقایع زمینی به ماوراءالطبیعه، تعارف، زندگی برای دیگران، پارانویا، حضور در جمع‌هایی که به خاطرش مجبوری خودت نباشی، اظهار نظر بر پایه جهل، تملق و توقع داشتن از آدم‌ها ... .

این یکی‌ها را دوست دارم: حال آدم‌های عاشق، بخشیدن‌ها و مهربانی کردن‌های بی‌ادعا، خنده‌های از ته دل دخترها یا پسرهای مدرسه‌ای وقتی سوار یک وسیله عمومی می‌شوند، تماشای بازی کردن بچه‌ها، نگاه‌های مهربانانه و شوخ‌طبعی زوج‌های پیر، گپ و چایی با آدم‌‌هایی که دوست‌شان دارم، قدم زدن در مسیرهایی که تنها صدای‌شان شرشر آب و خش خش درخت است، خیابان ولی‌عصر دمدمه‌های فروردین و خانه ... .

چیزهایی که دوست دارم و نمی‌دارم همه بخش‌هایی از وجود من‌اند. 

  
نویسنده : مولود ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٧
تگ ها :