میا بی دف به گور من زیارت
دیر زید هر کلاغ
سال به دنبال سال
عمر گل سرخ باغ
صبحدمی بیش نیست «منصور اوجی»
تابستان امسال را سنگ تمام گذاشته این مرگ بیصدا. میخواست کامل کند خودش را انگار. «پرویز مشکاتیان» هم رفت. در عین ناباوری. حالا بیداد و نوا را باید با آه شنید با دریغ. که چند سال دیگر باید منظر ماند تا چنین آثار ماندگاری در موسیقی ایران متولد شوند.
باشد تو هم به ما بگو که نیستی. فکر کردی به همین سادگیست. من خیلی وقتست که فکر دیگری به حال رفتههای دوستداشتنی کردهام. اصلا مگر میشود، عشق را، زندگی را مرده انگاشت. تا صدای مضرابهایت هست تو هستی. این یکی را دیگر نمیتوانی انکار کنی.
نویسنده : مولود ; ساعت ۱٠:۱٥ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱
تگ ها :