بازی رسانه ملی (مطلبی از مریم در واگن درجه 3)
مریم عزیز در واگنش برای بازی رسانه ملی مطلبی نوشته که بخشی از آن را این جا آوردهام. با این توضیح که به محض کامل شدن مطلب اینجا منتشرش خواهم کرد:
«راستش من از بعد از انتخابات تا حالا نتونستم چیزی بنویسم. همونطور که دوستان می دونن نوشتنم همچین چشمهی جوشانی هم نبود که بگم یه دفعه خشکیده یا چیزی از این دست. همون وقت هم کم مینوشتم. ولی واقعا بعد از انتخابات همون کم رو هم نتونستم بنویسم. نوشتنی فوقالعاده زیاد بوده و هست و نمیشه گفت ناامیدی یا دلسردی یا هر احساس منفی دیگهای جلوی نوشتنم رو گرفته؛ چون اصلا ناامید یا افسرده نیستم و نه این که دوست نداشتم دربارهی این روزها بنویسم ولی نمیدونم چرا از این همه دیدنیها دستم به نوشتن نرفته.
درباره ی بازی هم چند روزی میشه که دارم فکر میکنم چیزی بنویسم ولی نمیتونم. شاید جوابش واضح به نظر برسه ولی واقعا نوشتن دربارهی چنین موضوعی مشکله. مخصوصا که خود دو واژهی رسانه و ملی اون قدر نامانوسن که مثلا "دراکولای علف خوار". یا مثل این که بخوای بگی یه سوسک حمام باید چه کار کنه که شبیه یه اسب سفید بشه.
بعد فکر کردم اگه قرار به نوشتن بود، نوشتن از انتظاراتی که دارم خیلی خندهدار میشد. چون اونقدر دور از دسترس و واقعیتن که فعلا جنبهی اجرایی عملی در ایران ندارن. بنابراین حدس میزنم بهتره دربارهی این فکر کنم که چه انتظاری از رسانه ندارم، تازه اونم نه از نوع ملیاش.
مثل بحثی که قبل از انتخابات مطرح میشد که ما از رئیس جمهور باید انتظار داشته باشیم چه کارهایی رو نکنه نه اینکه چه کارهایی رو انجام بده چون این واقعبینانهتره. و فکر کنم توی ایران خیلی چیزا لااقل فعلا این جوری هستن.
به هر حال بهش فکر می کنم و اگه تونستم یه لیست درست کنم این جا میذارم ولی باید بگم یه سری از جوابهام با خود مولود مشترکه.»