رضایی؛ کشتی نجات طوفان مناظرهها
من گمان میکنم تنها مناظره واقعی انتخابات پیش رو، دیشب اتفاق افتاد. مناظره بین محمود احمدینژاد و محسن رضایی. محسن رضایی با زیرکی و متانت از دام خالهخانباجیبازی احمدینژاد به سلامت گریخت و حتا جاهایی که آقای «مچگیر» به زور دستش را میگرفت تا بکشاندش به حاشیه مثل آدم بزرگها از جایش جم نخورد. رضایی با دست پر و با مطالعه دقیق آمار و ارقام داخلی و جهانی به پای میز آمده بود و مثل دیگر رقبایش زمینگیر سروصداها و هوچیگریهای آقای «معجزه» نشد.
رضایی از فرصتی که کروبی و موسوی با سقوط در ورطهی حاشیهپردازیهای احمدینژاد، از دست داده بودند به خوبی استفاده کرد. او از یک سو به جای آن که جواب "های" را با "هوی" بدهد، از پیش درباره سمت و سوی صحبتهای احمدینژاد حدسهایی زده بود و با خودش آمار موثق رسمی را به همراه آورده بود و از سوی دیگر با نشانه رفتن چالههای دولت احمدینژاد در اقتصاد (که به نظر من قابل درکترین سنجهی مردم از عملکرد دولت است) و ملموس کردن صحبتهایش با مثالهای عامه فهم، امکان پرت و پلا گفتن و عوض کردن موضوع بحث با جار و جنجال را -که شیوه معمول احمدینژاد است-برای او از بین برده بود. شانس دیگر رضایی آن بود که اخرین نفری بود که با او مناظره میکرد و این بخت را داشت تا تاکتیکهای احتمالی او را در مناظره پیشبینی کند.
هوشمندی رضایی آن بود که روش خود احمدینژاد را که هتاکی و تهمت زدن است در مقابل خودش تکرار نکرد. در عوض با گفتن جملههایی مثل: «من نمیگویم که شما دروغ میگویید اما همه واقعیت را هم به مردم نمیگویید.» یا «خود آقای احمدینژاد هم در 48 سخنرانی از 50 سخنرانی خود رقم تورم را 25 درصد اعلام کردهاند.» راه طفره رفتن و به صحرای کربلا زدن را که شیوهی مرسوم اوست بر او بست. رضایی بد جوری احمدینژاد را ضربه فنی کرد جوری که آن لبخندهای تحقیر کنندهی معروفش در پایان مناظره رفته رفته جای خود را به لبخندهای عصبی و دست و پا زدنهای بیحاصل دادند. در این چند شب گذشته، دیشب تنها شبی بود که با دل خوش به رختخواب رفتم.
صادقانه باید بگویم که رضایی توانست دراین انتخابات چهره دیگری از خودش نشان دهد و نظر خیلیها را در مورد خودش عوض کند.