دروغ؛ بنیان تمام ناهنجاری‌ها

حتما خیلی از شما صحنه‌های اعجاب‌انگیز مسابقه‌ی -به اعتقاد من وحشت‌ناک- لحظه‌ی راستی (Moment of Truth) را در زمان پخشش، دنبال می‌کرده‌اید. مسابقه‌ای برای یافتن صادق‌ترین فرد ایالات متحده که حضور در آن به خودی خود می‌توانست آینده‌ی حرفه‌ای، شرافت اجتماعی و حتا زندگی خانوادگی شرکت کننده را تحت تاثیر قرار دهد.

این که ضمیر انسان چه طور به صورت ذاتی دروغ را از حقیقت باز می‌شناسد، واقعن موضوع شگفت‌آوری‌ست. شما می‌توانید دروغ بگویید به همه. اما این کار را با خودتان نمی‌توانید بکنید؛ چون درون شما به صورت ذاتی واکنش‌های حیاتی متفاوتی در مقابل راستی و ناراستی دارد.

اصلی هست توی زبان حرکات بدن که می‌گوید وقتی شخصی دروغ می‌گوید ناخودآگاه دستش را به سمت حواشی بینی، پیش می‌برد. این اصل یک دلیل علمی دارد. به هنگام دروغ گویی هورمونی در بدن ترشح می‌شود که در نتیجه آن در ناحیه بینی حالت خارش و «گزگز» کردن پیش می‌آید.

واکنش طبیعی آدم‌ها به این حالت خاراندن است. این حالت را همچنین می‌توان با تکان دادن پره‌های بینی، یا متمایل کردن آن به چپ و راست در حین دروغ‌گویی از میان برد.

در مناظره دیشب هیچ چیز به اندازه‌ی انجام چند باره و چند باره این حرکت از سوی احمدی نژاد توجه مرا به خود جلب نکرد. توی کشوری که هیچ آمار و ارقام موثقی وجود ندارد و دروغ‌گویی و جعل جرم شناخته نمی‌شود، دروغ گفتن آسان‌ترین کارهاست. به آسانی نوشیدن یک لیوان آب.

به گمان من دیشب اگر خود بلر، دانشجوهای محروم از تحصیل، روزنامه‌نگارها، ناشران و هنرمندان، صنعت‌گران و تولیدکننده‌ها و حتا روحانیون به عنوان شاهدان زنده‌ی رد گفته‌های احمدی‌نژاد توی مناظره حاضر می‌شدند، باز هم او همان حرف خودش را با همان شیوه شارلاتان‌بازی و هوچی‌گری با صدای بلند فریاد می‌زد.

دیشب یکی از مهم‌ترین شب‌های تاریخ سیاسی 30 ساله انقلاب رقم خورد و به گمان برای همه ایرانی‌ها شب بسیار بزرگی بود.

  
نویسنده : مولود ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٤
تگ ها :