جوگیرها
خداییش هر چه فکر میکنم، صفتی مناسبتر از «جوگیری» برای طرفداران بعضی از کاندیداهای ریاست جمهوری امسال پیدا نمیکنم. مثل همیشه تلاش در ترسیم چهرهی مقدس یا به بازی گرفتن احساسات مردم و مظلومنمایی، برای به دست آوردن آرای بیشتر، یکی از سخیفترین شیوههاییست که این روزها، دور و برمان را پر کرده است. روشی که بیش از هر چیز آدم را به یاد گدایی احساسات میاندازد تا تبلیغات.
گمان میکنم، 80 درصد از کسانی که دارند با امیدها و آرزوهایی در انتخابات امسال شرکت میکنند، متفقالقول هستند که هیچ یک از کاندیداهای حاضر، گزینهی ایدهآلشان نیستند و تنها به دلیل نداشتن گزینهای بهتر، ناگزیرند به یکی از این 4 نفر رای بدهند که گمان میکنند، رییس جمهور شدنش لطمهی کمتری به آینده این کشور میزند. پس دیگر مقدس و بینقص جلوه دادن آدمها، یا رو کردن اسناد تاریخی برای اسطوره کردن آنها چه منطقی به جز «جوگیر شدن» میتواند در پس خود داشته باد؟
این روزها به قدری بحثهای احساساتی بیپایه و اساس دربارهی کاندیداها -به خصوص یکی دو نفرشان- میشنوم که با عذرخواهی از جمع نام دیگری به جز «حالت تهوع» نمیتوانم به حسی که درونم تولید میشود، نسبت بدهم.
تجربه نشان داده که حتا در صورت به بار نشستن این روش (اسطورهسازی)، تنها سودش به وجود آوردن یک گروه بالقوه از منتقدان و حتا مخالفان و دشمنان سرسخت است. همان بلایی که طرفداران خاتمی به تدریج بر سر او آوردند.