دماغ

به نظر من آرایش‌گری خانم‌ها توی کشور ما بدجوری به صفت زیبای «خاله‌زنکی» چفت شده است. شاید به همین خاطر است که همیشه آرایشگاه رفتن و دردسرهایش یکی از معضلات زندگی من بوده است. این چند وقته آرایشگاهی را پیدا کرده بودم که مشتری‌هایش فقط پیرزن‌ها بودند و این موضوع از جهاتی کمک می‌کرد که جو کلی آرایشگاه کمی متفاوت باشد و به محض ورود کسی ازت نپرسد، چرا شکستگی پشت ابرویت را تاتو نمی‌کنی؟ یا نمی‌خواهی موهایت را مش کنی؟ یا می‌خواهی یک کرم بهت معرفی کنم برای چروک دور چشم؟

توی آرایش‌گاه اکتشافی من هیچ ژورنالی برای مدل ابرو وجود نداشت و تو هر مدل مویی را که انتخاب می‌کردی سرانجام به همان شکل دفعه قبل می‌رسیدی. حسنش این بود که در مدت زمان شنیدن صدای قیچی کسی از این که شوهرش موی بلند دوست دارد و اجازه نمی‌دهد موهایش را کوتاه کند، یا شوهرش بهش گفته تو همین جوری خوشگلی و نیازی به های‌لایت کردن موهایت نداری، دلت را آشوب نمی‌کرد. خبری هم از قیمت سرویس برلیان و آخرین و مجهزترین جهاز مشاهده شده در فامیل و شوکت و جلال مراسم عروسی دخترخاله‌ها نبود.

این بار اما که حدس می‌زدم تا رسیدنم، آرایش‌گاه پیرزن‌ها تعطیل شده باشد، رفتم دو تا کوچه پایین‌تر از خانه خودمان. هنوز ننشسته ازم پرسید: «بینیت رو عمل کردی؟» هاج و واج نگاهش کردم و گفتم: «شاید منظورت اینه که چیزی بهش اضافه کردم، اوهوم؟»

: نه آخه از نیم‌رخ یه جوریه انگار عمل کردی.

- چه جوریه؟

:جای بخیه داره!!!

- نه خانم عمل نکردم.

: آخه می‌دونی بعضیا دوست دارن عمل کردن بینی‌شون رو پنهان کنن که دیگران فکر کنن، بینی‌شون از اول همین شکلی بوده. الان حس کردم انگار جای بخیه هم کنار بینیت هست، گفتم حتما عمل کردی.

از توی آینه نگاهی به بینی عروسکی عمل‌کرده‌ی سربالای بدون قوز فانتزیش انداختم و بهش لبخند زدم که یعنی؛ هرطور تو بخواهی. واکنشم راضیش نکرده بود، اما همان‌قدر فهمید که زیاد حوصله ندارم دل به دلش بدهم. می‌دانستم که تا وقتی از روی صندلی بلند شوم دارد توی دلش می‌گوید: «زکی، من خودم این‌کاره‌م. دماغ عملی رو از سه فرسخی تشخیص می‌دم. حالا چون بد عمل کرده نمی‌خواد بگه. معلوم نیست قبل عمل چه ریختی بوده که تازه با عمل این شکلی شده.»

 

  
نویسنده : مولود ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٦
تگ ها :